حمید زارعی، لحافدوز محله سعدآباد در منطقه یک از سال ۷۶ در مغازه پدر، کار با پنبه و لحافدوزی را شروع کرد و حالا با گذشت سالها گرچه به خار این حرفه نفسش آزردست، اما از کمرنگشدن سنتهای قدیمی دلگیر است و به اعتقاد او کار دست اعتبار بیشتری دارد.
محله سعدآباد در میان اهالی بهواسطه خیابان معروفش، به نام سناباد نیز شناخته میشود. اما خیابان سناباد امروزی در زمینهای روستای سناباد قدیم قرار ندارد و فقط در مسیر رسیدن به قنات آن بوده است. مزرعه سعدآباد از قدیمیترین مزارع وقفی خراسان و شهر مشهد است. بنا بر وقفنامه گوهرشاد تمامی مزرعه سعدآباد وقف مسجد گوهرشاد شده است.
محمدباقر اوحدی نخستینبار سال۱۳۴۷ با دو تا تکتومانی یک دوربین آکفا نگاتیوی خرید و به قول خودش بیشتر روزهای زندگیاش را عکس گرفت. او با سالها عکاسی از داخل ایران و خارج از کشور اکنون ثبت هزاران عکس از تاریخ را در کارنامه هنری خود دارد.
مصطفی مهندس میگوید: در دهه ۶۰، همسایهها اعضای یک خانواده بهحساب میآمدند. آنها در غم و شادی کنار هم بودند، بهخصوص در مواردی مثل استقبال از حاجی و زیارتبرگشته که اتفاقی شادیبخش در محله بود.
علی دشتبان بعداز هفت سال تلاش مستمر، کتاب «از او وَختا» را منتشر کرده؛ کتابی که گنجینهای از واژگان، بازیها، اشعار و آیینهای فراموششده مشهدیها را پیش روی مخاطب میگذارد.
«خیریه یاوران جوادالائمه (ع)» 15سال پیش بدون سرمایه، اما با قلبهای پر از دغدغه آغاز به کار کرد تا گرهی از زندگی نیازمندان باز کند اما حالا یکی از مجموعههای فعال مردمنهاد محله شده که در حوزههای مختلف امید را به خانوادهها هدیه میدهد.
مسجد حضرت رقیه(س) در خیابان دانشسرای۸ بنایی است که با عشق مردم و خیران ساخته شده و از همان روزهای نخست فقط جای اقامه نماز نبود؛ بلکه پایگاهی بود برای دوستی، حل اختلافات خانوادگی و کمک به نیازمندان و ...
ابراهیم تقوی، صاحب مغازه جگرکی محله سعدآباد، اوایل دهه ۵۰ مغازهاش را با دو هزار تومان خرید و حالا ۳۹ سال است که هم محلهایهایمان و خیلی از مردم این شهر با او و دکانش خاطره دارند.